أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

25

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خويش آنگه گفت : هذه السبل اين راههاست و بر سر هر راهى شيطانى است ميگويد : الىّ الىّ آنگه خطى برابر روى خود بكشيد و گفت : اين راه خداى است پس اين آيت بر خواند : أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ نواس بن سمعان گفت : كه رسول خداى صلى اللّه عليه و آله گفت كه : خداى تعالى مثل بزد صراط مستقيم را كه بر دو كنار راه باروئى « 1 » است درها به روى گشاده و بر آن درها پردهاست فروگذاشته و بر سر آن صراط داعيى ايستاده « 2 » خلق را دعوت مىكند ميگويد : اى مردمان در راه « 3 » آئيد و ميل مكنيد ازين راه و از بالاى آن صراط داعيى دعوت مىكند چون مردم خواهند تا از آن درها يكى بر گشايند « 4 » آن داعى گويد : ويلك مگشاى كه اگر بگشائى درشوى آنگه گفت : صراط اسلام است ، و آن پردها حدّهاى خداست ، و آن درهاى گشاده محارم خداست ، و آن داعى بر صراط كتاب خداست ، و آن داعى كه از بالاى آنست وعظ است در دل هر مسلمانى . [ سوره الفاتحة ( 1 ) : آيه 7 ] صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لا الضَّالِّينَ ( 7 ) يعنى راه آنان كه نعمت كردى بر ايشان « 5 » بتوفيق و رعايت و منّت نهادى بر ايشان بتوفيق هدايت « 6 » شهر ابن حوشب گفت : اهلبيت پيغمبرند و اصحاب او ، عبد الله عباس گفت قوم موسى و عيسىاند پيش از آنكه نعمت بر خود بگردانيدند ، واقدى گفت : راه آنان كه نعمت كردى بر ايشان بشكر بر نعمت و صبر بر بليّت ، در تفسير اهل البيت آمده است كه : راه آن كسانى كه نعمت كردى بر ايشان از پيغمبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان و چه نيكو يارانىاند ايشان : « من النبيّين » محمد است صلى اللّه عليه و آله و « الصدّيقين » علىّ بن ابى طالب است عليه السّلام و « الشهداء » حمزه و جعفرند و « الصالحين » ائمّهء هدىاند و « حسن اولئك رفيقا » مهدى امّت است .

--> ( 1 ) - - در غالب نسخ « بارهء » . ( 2 ) - - در چند نسخه « داعى است ايستاده » . ( 3 ) - - در چند نسخه « باراه » . ( 4 ) - - در بعضى نسخ : « باز گشائيد » . ( 5 ) - - در چند نسخه : « نعمت دادى ايشان را » . ( 6 ) - - در بعضى نسخ : « و هدايت » .